احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
مقدمه 50
كنوز الحكمة ( فارسى )
- باليدن : « كشتها مىبالد و بارانهاى رحمت مىآيد . . . » ( ص 63 ) - بردادن : « اين همه بردادم مقصودم آن است كه . . . » ( ص 150 ) - برزيدن : « و ديگر همه لطف و كرم و جود بر آمرزش است كه مىبرزد . » ( ص 52 ) - بشوليدن : « شما را از هيچ كس سؤال علمى نبايد كرد كه روزگار شما ببشولد و دل و احوال شما ببشولد . » ( ص 164 ) - به بوسيدن : « خداى تعالى او را روزى ازآنجا دهد كه بنبيوسد . » ( ص 35 ) جحود كردن : « پس خويش را رنجانيدن جز جحود كردن و بدبندگى نباشد . » ( ص 4 ) - خيارزاربانى كردن : « همچنانكه فرعون ملعون مى خيارزاربانى كرد . » ( ص 58 ) - دعوت خوردن : « به نظاره آى ، تا من خلق فرستم تا دعوت بخورند . . . » ( ص 57 ) - رحيل كردن : « تا ساعت باشد كه رحيل بايد كرد و آنگه حسرت سود ندارد . » ( ص 25 ) - رشتى كردن : « جبرئيل كردن : نه ، يا محمد ! رشتى شرط نيست ! آنجا كه ، تو را اين كار برساختيم با تو قومى ديگر بودند ، رشتى نتوان كرد ! » ( ص 87 ) - سخنفروشى و روباهبازى كردن : « اما چون دانند كه راست نخواهد آمد ، به تواضع و نفاق و چاپلوسى و سخنفروشى درآيد و روباهبازى فرا كردن گيرد . » ( ص 58 ) - شكوه داشتن : « هركه خداى عزّ و جلّ را شكوه دارد و بر خود ترسد . » ( ص 35 )